تبليغاتX
سودای دل

















سودای دل

صادقانه دوستت دارم

 

كاش ميدانستي

دل من با تو به معراج خدا خواهد رفت

دل من با تو فقط ميماند

چشمهايم ز شكوفايي عشق تو فقط ميخواند

 

كاش ميدانستي

عشق من معجزه نيست

عشق من رنگ حقيقت دارد

اشكهايم به تمناي نگاه تو فقط ميبارد

 

كاش ميدانستي

دختري هست كه احساس تو را مي فهمد

دختري هست كه از اسم قشنگ تو دلش تنگ شده

دختري از تب عشق تو دلش ميگيرد

دختري از غمت امشب به خدا مي ميرد

  

تو فقط پاك تني

تو فقط مال همين قلب پر احساس مني

وازه هايم چقدر پيش رخت نا چيزند

اشكهاي دل من زير قدوم تو فقط ميريزند

تو نميداني من

چقدر عشق تو را ميخواهم

وسعت پاكي چشمان تو هست

روشني بخش تمام راهم

 

آسمان پيش نگاهت به زمين مي افتد

آسمان كمتر از آن است كه بگويد من چقدر تو را ميخواهم

تو صدا كن مرا

تو صدا كن كه پر از رويش يك ياس شوم

تو بخوان تا همه احساس شوم

 

كاش ميدانستي

شعر هاي دل من پيش نگاه تو بخاك افتادست

كاش چشمان تو دل را به افقها ميبرد

كاش احساس دلم

توي دستان تو و پيش نگاهت مي مرد

 

به سرم داد بزن

به سرم داد بزن تا كه بدانم تو حقيقت داري

تا بداني كه به جز عشق تو اين قلب ندارد كاري

باز هم اين همه عشق

اين همه عشق براي دل تو ناچيز است

آسمان را به زمين وصل كنم؟

يا زمين را همه لبريز زسر سبزي يك فصل كنم؟

 

نيستي تا كه بداني نفسم ميگيرد

بي تو احساس دلم ميميرد

دل من با تو به افلاك سفر خواهد كرد

از همه زيور اين خاك گذر خواهد كرد

من به اعجاز دو چشمان تو ايمان دارم

بي تو من يك بغل احساس پريشان دارم

 

+نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت12:15توسط S&N | |